بهداشت روان در شرایط تنش زا
دکتر سپهرتاج-روانپزشک
هفتهها و روزهای اخیر، همزمان با افزایش تنشهای اجتماعی و بينالمللی، الگوی گفتگوهای میانفردی در برخی خانوادهها و شبکههای اجتماعی نیز دستخوش تغییرات جدی شده است. گاهی گفتگوهای معمول با حساسیتی فزاینده تبدیل به اختلافنظرها و چالش های دنباله دار شده اند. آستانه تحمل ها کاهش پیدا کرده و گفتوگوها گاه به میدان تخلیه هیجانهای انباشته بدل میشود. از منظر روانپزشکی، این پدیده قابل درک است. در شرایط بحران و خطر، دستگاه عصبی انسان در وضعیت هشدار قرار میگیرد. سامانههای مرتبط با تهدید فعالتر میشوند و پردازش شناختی پیچیده، جای خود را به واکنشهای هیجانی شدید، میدهد.
خشم در چنین بستری، هیجانی طبیعی است. این هیجان ها اغلب بیانگر درک خطر نسبت به ارزشها، امنیت یا آینده است. اما میان خشم و رفتار پرخاشگرانه تفاوت بسیار است.
خشم بخشی از زیست روانی انسان است. اما پرخاشگری میتواند به فرسایش سرمایههای عاطفی، کاهش سلامت روان، دلخوری و افزایش خشم بینجامد.
یکی از خطاهای شناختی رایج در دوران قطبیشدن اجتماعی، “نمایندهسازی” است. بدین معنا که فردِ دارای نظر متفاوت، در ذهن دگراندیش به نماد یا نماینده جریان سیاسی یا قدرت مقابل تبدیل میشود. در چنین رویکردی، خشمی که متوجه ساختارهای کلان است، به نزدیکترین سخن پذیر یعنی همسر، پدر و مادر، بستگان، دوست یا همکار منتقل میشود. درحالی که اغلب افراد نه سخنگوی رسمی یک جریاناند و نه الزاماً برخوردار از اختیارات ساختاری، حتی در بسیاری از موارد ممکن است با جریان همسو نیز اختلاف نظر جدی داشته باشند. به عبارت دیگر کسی که به طرفداری از یک جریان سخن می گوید، الزاما همه دیدگاه ها و رفتارهای آن جریان را قبول ندارد. بلکه دیدگاه او بیش از هر چیز بازتاب تجربههای زیسته، سطح امنیت روانی، میزان ابهام و احساس خطرات آینده است.
در فضای مجازی نیز این پدیده تشدید شده است. ماهیت ارتباطات مجازی، فقدان نشانههای غیرکلامی، سرعت انتشار، و الگوریتمهای تقویتکننده محتوای هیجانی، میتواند قطبیسازی و واکنشهای تکانشی را شدیدتر از گفتگوهای حضوری کند. آنچه در گفتگوهای حضوری با ملاحظه و درنگ همراه است، در شبکههای اجتماعی ممکن است در قالب جملاتی کوتاه، تند و قطعی بروز یابد. این نکته مهم است که یک شبه یا با چند گفتگو، که برخی به قصد آگاه سازی بیان می کنند، شخص مقابل تغییر نگرش نخواهد داد. همچنین هیچ یک از طرف های گفتگو نمی توانند در جایگاه نصیحت گر برای دیگری باشند. پر واضح است این چرخه، بهتدریج خشم، تحریکپذیری جمعی، همچنین کدورت را تشدید و روابط صمیمانه را مخدوش میکند.
در چنین شرایطی، حفظ سلامت روان، یک مسئولیت فردی و اجتماعی است. برخی پیشنهادات مبتنی بر شواهد عبارتاند از: تنظیم مصرف اخبار و پرهیز از مواجهه مداوم با محتوای تنشزا، ایجاد فاصله زمانی پیش از پاسخ به پیامهای تحریککننده، استفاده از مهارت های ارتباطی، برای نمونه: “من نگرانم” بهجای گفتن “تو اشتباه میکنی” و بهرسمیت شناختن حقِ نظر برای دیگران، بدون توهین مستقیم و غیر مستقیم، تهمت زنی، حمله به شخصیت طرف مقابل و بی احترامی، حتی در صورت مخالفت جدی است.[توهین غیر مستقیم: برای نمونه، وقتی در پاسخ به طرف گفتگو، هواداران قدرت یا جریان سیاسی مقابل، مورد توهین و بی احترامی قرار گیرند…]
لازم است تأکید شود گفتوگوهای درونخانوادگی یا مجازی، بیش از آن که تاثیری بر تصمیمهای کلان داشته باشند، اثر قابلتوجه و گاهی طولانی اثر بر کیفیت روابط صمیمی و بهداشت روان دارند. زیرا تصمیم های کلان، تحت تاثیر چالش های فردی یا گروهی رقم نمی خورد. خانواده. دوستان، آشنایان و شبکههای حمایتی، در دورههای بیثباتی، مهمترین سپر محافظ روانی همدیگر هستند. نگذاریم این سپر، فرو بکاهد.
پذیرش تفاوت دیدگاهها، تمایز میان نقد اندیشه و نه شخصیت طرف گفتگو و آگاهی از سازوکارهای هیجانی خویش، گامهایی اساسی در جهت حفاظت از سلامت رواناند. در روزگار ابهام، شاید مهمترین مداخله درمانگرانه در سطح اجتماع حفظ روابط، گفتوگوی محترمانه و مراقبت از پیوندهای دوستی و خویشاوندی است. زیرا همین پیوندها بنیان تابآوری جامعه را شکل میدهند.
آگاهی رمز موفقیت











