هفتم آبان، بزرگداشت کوروش کبیر، تجلی دادگری و انسانیت
دکتر سپهرتاج – روانپزشک
در پهنه تاریخ، نام بسیاری از فرمانروایان با گذر زمان به فراموشی سپرده شده است، اما نامهایی چون کورش کبیر به دلیل تأثیرشان بر سرنوشت ملتها و پیوندشان با ارزشهای انسانی، ماندگار ماندهاند. کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، یکی از چهرههای برجسته تاریخ ایران و جهان باستان است که نامش با امپراتوری گسترده و شیوهای قابل تأمل در فرمانروایی بر سرزمینها و مردمان گوناگون پیوند خورده است. اهمیت او تنها در فتوحات نظامی و وسعت قلمرو نبود، بلکه در میراثی بود که درباره مدارا، احترام به سنتهای جوامع و چگونگی برخورد با ملتهای مغلوب برجای گذاشت.
در روزگاری که جنگ، اسارت و جابهجایی اجباری جمعیتها در جهان باستان رایج بود، سیاستهای کوروش در برخی سرزمینهای فتحشده، از جمله بابل، با بازگرداندن گروههایی از تبعیدیان و حمایت از بازسازی معابد و آیینهای محلی همراه شد. منشور کوروش، که پس از فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد تهیه شد، از اسناد مهم تاریخی برای شناخت شیوه فرمانروایی اوست. البته نباید مفاهیم امروزی حقوق بشر و آزادیهای مدنی را بیواسطه به جهان باستان تعمیم داد، اما این شواهد زمینهای برای اندیشیدن به مدارا، احترام به باورهای متفاوت و مسئولیت قدرت در برابر مردمان فراهم میکنند.
یکی از مهمترین درسهای تاریخ کوروش، تأمل در تفاوت میان گسترش قلمرو و گسترش سلطه از یک سو، و بهکارگیری قدرت برای ایجاد نظم و همزیستی از سوی دیگر است. وسعت یک امپراتوری، بهخودیخود نشانه بزرگی اخلاقی نیست. اگر قدرت نظامی و اقتصادی به ابزاری برای تصرف سرزمینها، تحمیل اراده بر ملتها و تأمین منافع خودخواهانه تبدیل شود، گستردگی جغرافیایی نمیتواند آن را به افتخار انسانی بدل کند. تاریخ امروز نیز به ما یادآوری میکند که هیچ ملتی صرفاً به دلیل برخورداری از قدرت بیشتر، حق ندارد دیگر ملتها را ملک شخصی خود بداند یا مرزهای آنان را عرصه تحقق جاهطلبیهای فراقاره ای خویش قرار دهد.
در جهانی که هنوز برخی قدرتها از یک قاره به قارهای دیگر دستدرازی میکنند و منافع خود را بر استقلال و حقوق ملتها مقدم میشمارند، یادآوری تجربه تاریخی کوروش میتواند پرسشی جدی پیش روی فرمانروایان بگذارد: آیا بزرگی در تصرف سرزمینهای بیشتر است یا در توانایی ایجاد امنیت، احترام به تفاوتها و حفظ کرامت انسانها؟ حتی اگر داوری درباره انگیزهها و عملکرد فرمانروایان باستان نیازمند بررسی دقیق تاریخی باشد، اصل اخلاقی روشن است: قدرت، هر اندازه گسترده باشد، مجوز سلطهجویی نامحدود نیست.
برخی مفسران، کوروش را با ذوالقرنینِ یادشده در قرآن کریم مرتبط دانستهاند، هرچند این انتساب قطعی و مورد اتفاق همگان نیست. با این حال، ارزشهایی چون دادگری، خردمندی، مدارا و مسئولیتپذیری را میتوان مستقل از این بحث تاریخی گرامی داشت. این ارزشها به قوم، دین یا جغرافیای خاصی تعلق ندارند و ظرفیت آن را دارند که انسانها را با وجود تفاوتهایشان به یکدیگر نزدیک کنند.
بزرگداشت کوروش، برای ایرانیان امروز، به معنای بازگشت به گذشته یا چشمپوشی از پیشرفتهای جهان معاصر نیست. در روزگاری که بسیاری از مرزهای سیاسی امروز وجود نداشتند و برخی قاره های مدعی فقط زیستگاه جانوران بود، تمدن ایرانی یکی از کانونهای مهم فرهنگ و قدرت در جهان باستان بود. شناخت این میراث میتواند انگیزهای برای پیشرفت علمی، اخلاقی و اجتماعی امروز ما باشد، نه وسیلهای برای برتریجویی بر دیگران. تمدن تنها در فناوری، ثروت و توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در شیوه رفتار با انسانها و میزان احترام به حقوق و آزادیهای آنان نیز معنا مییابد.
هفتم آبان، که در میان بسیاری از اقوام بزرگ ایرانی روز بزرگداشت کوروش بزرگ شناخته میشود، فرصتی برای بازخوانی این میراث و اندیشیدن به مسئولیت امروز ماست. افتخار به گذشته زمانی ارزشمند است که در رفتار امروزمان بازتاب یابد، در دفاع از استقلال ملتها، پرهیز از خشونت، مقابله با تبعیض، احترام به باورهای گوناگون و پاسداشت کرامت انسان.
ایران سربلند، با تکیه بر تاریخ و فرهنگ غنی خود، میتواند در کنار دیگر ملتها برای جهانی انسانیتر بکوشد.
بنابراین، بزرگداشت کوروش میتواند بستری برای بازشناسی پیوندهای عمیق میان اقوام گوناگون ایرانی و تقویت انسجام ملی، در راستای حفظ انسجام، تمامیت و شکوه سرزمین کهن ایران باشد.
آگاهی، رمز تغییر…











